تبليغاتX
GLSE

GLSE

دل گرفتگی

هنوز به این نتیجه نرسیدم که برای موضوع های محتلف بلاگ های مختلف بزنم، این مساله با کمک اضافه کردن tag (برچسب) به پست قابل حله که توی بلاگر ارائه میشه.
در هر صورت دلم گرفته، زندگی معجون جالبیه بالا پایین داره که نه باید به قصد تحمل که بل برای لذت کشیدن باید به استقبال اونها برم..


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:25  توسط habd  | 

کتاب startup

کتاب Founders at Work رو اینجا up کردم. توی این کتاب به مصاحبه با موسسین حدود 30 شرکت مطرح نوپا در عرصه اینترنت مثل paypal پرداخته و چیزی که اینو متمایز میکنه از بقیه دیدی هست که بعد از خوندن اون پیدا می کنید نسبت به startup و چگونگی بالفعل کردن ایده ها.

ملاحظه خواهید کرد که پشتکار بالا و غوطه ورنشدن در توهم اینکه نتیجه کار چی میشه کلید اصلی این افراده...

پ.ن.1 : آدم ها رفته رفته پخته تر میشن! لزومی نداره به خامی 2سال قبل عمل کنم!
پ.ن.2 : مثلا تو مصاحبه اول میبینید که لوچین چطوری از مهندسی معکوس رسیده به سیستم امنیتی انتقال پول.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 13:59  توسط habd  | 

جستجو در محتوای صدای وب

بالاخره توانایی جستجو در محتوای صدا در اینترنت هم به صورت نصفه و نیمه اومد. به این منظور یوتیوب این امکان رو به صورت محدود فعلا گذاشته. حباب جدید وب در جهت قابل فهمتر کردن اطلاعات موجود در وب مثل صدا و تصویر در حال ترکیدنه...  
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 0:49  توسط habd  | 

Google Reader

در فوائد استفاده از Google Reader حتما چیزهایی شنیدید. همون feed خون ِ. بسیار وبگردی رو آسون کرده. اینهم صفحه فیدهای به اشتراک گذاشته توسط منه. مجموعه از چیزهایی که در وبگردیهام جالب دیدمه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 11:13  توسط habd  | 

یک ایرانی بزرگ

آخرین مطلب پژمان اختصاص داره به یک ویدئو از دکتر فیروز نادری که دکتر تمام فعالیت هاشو در ناسا در مقابل یک کار انسانی هیچ میبینه. مثل پژمان اشک منم در اومد. ببینید.*

* لینک قبلی از سرور مشکل داشته که لینک Youtube  رو گذاشتم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:54  توسط habd  | 

صداقت

برترین نوع کنش و واکنش با هستی برخورد با صداقته ... افسوس که در لحظات حساسی از زندگی اینطوری برخورد نکردم .. افسوس .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 15:20  توسط habd  | 

خداوند تاس نمی اندازد یا می اندازد ؟! کدامیک ؟!

جمله "خداوند تاس نمی اندازد " یکی از جمله های معروف اینشتینه که توسط پروفسور هاوکینگ زیر سوال رفته. در حقیقت اگه به نظریه های فیزیکی از قبل، هنگام و بعد از اینشتین نگاه کنیم می تونیم 3 دوره رو برای اونا متصور بشیم: نظریات کلاسیک، نیمه کلاسیک و مدرن.

جالب اینجاست که سیر موجود در این 3نظریه دال بر این داره که نگاه موجود در این نظریات مدام کاملتر شده و در عین حال ریزتر.
مباحث فوق العاده ای در مورد نظریه مدرن فیزیک مطرحه من جمله اینکه برطبق اصل عدم قطعیت دقتِ دو تا کمیت وابسته به هم، مثل سرعت و مکان ذره رو همزمان نمیشه به سمت صفر برد. از طرف دیگه بر طبق نظریات فاینمن یک ذره از نقطه A به B به بینهایت شکل میتونه بره که برای مجموعه اونها یک تابع احتمالاتی در نظر میگیرن اما در شرایط معمول احتمال وقوع اون حرکت بر اساس قوانین نیوتن محتملترین حالت رو داره.

همین بحث در مورد کمیات دیگه هم برقراره، بنابراین نظریه مدرن میگه که نمیشه دقیقا مشخص کرد هر ذره الان کجاست، اما میشه گفت با چه احتمالی الان میتونه در یک نقطه مفروض باشه.

به عبارت دیگه خدا تابع توزیع احتمالات پدیده ها رو خلق کرده نه مقدار مطلقشون رو!

به خاطر همینه که پروفسور هاکینگ و طیف دانشمندان جدید اعتقاد دارن خداوند تاس میریزه ! منتها تاس رو جور خاصی میریزه که احتمال دیده شدن نتایج خاص در اون بر طبق قوانین موجود در کائنات بدست میآد. خیلی بحث شیرینیه.

احتمالات و مسائل مربوط به اون در تمامی زمینه ها رسوخ کرده. از پول در آوردن بگیر تا مسائل تحقیقاتی در دانشگاه ها، تصمیم گیریهای روزمره و ... . این مطالعات از زمینه های تخصصی من توی دانشگاهه که با خوندن نظریات بزرگای فیزیک حالا دیگه ایمان آوردم که سنگ بنای هستی هم بر طبق جدیدترین نظریات بر مبنای احتمالاته.

منتها مهمترین نکته توی ریختن تاس خدا اینه که نحوه ریختن اون جوریه که نتایجه احتمالیش از قوانین خلق شده توسط خدا تبعیت میکنه..

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:44  توسط habd  | 

الهام مادر

حتما براتون اتفاق افتاده که مادرتون یه دفعه یه چیزی بهش الهام بشه و گذشت زمان بر اون صحه بذاره..

خوب، اون لحظه هاست که آدم میخواد بپره بغل مامانشو یه دوسِت دارمه گونده بهش بگه !!
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 23:17  توسط habd  | 

بهترین حس و حال

چه چیزی بهتر از یه اتصال به اینترنت، یک مساله ناب برای فکر کردن و جستجو در وب ؟!  
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:24  توسط habd  | 

نوآوری از دید اریک اشمیت

به تازگی اریک اشمیت در بیزینس ویک یه مصاحبه کرده که در اون در مورد جریان نوآوری در گوگل توضیح داده. گزیده ای از صحبتهای ایشون رو اینجا میارم.

در ابتدا مصاحبه کننده در مورد ارتباط رکوداقتصادی آمریکا و وضعیت سهام گوگل میپرسه که اریک جواب میده:
" نوآوری هیچ ارتباطی با رکود ندارد. یک محصول خوب در دوران رکود هم خوب فروش میکند... "
پس از اینکه در مورد وضعیت تحقیقاتی در گوگل و همچنین استخدام توضیح داده در پایان نیز یه بحث زیبا رو کرده در جواب این سوال:

- آیا میتوان نوآوری را مدیریت کرد ... ؟!

اریک: من استفاده از کلمه "مدیریت" را صلاح نمیدانم. به نظر من برای حفظ نوآوری نیاز به مجموعه شرایط است. به عنوان مثال ابتدا باید به حرف افراد مختلف گوش کنید... نوآوری از جاهایی می آید که شما انتظارش را ندارید !

دو تا جمله آخر جای فکر داره، مگه نه ؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 10:30  توسط habd  | 

دقت در زندگی

یه کمی به خودم نگاه میکنم. دقت زمانی من در زندگی چقدره ؟! گذر زمان در چه سطحی برای من قابل لمسه ؟! توی چه مضربی از واحدهای زمان برنامه ریزی میکنم ؟!
اختلاف دو رویداد اطرافم رو با چه مقیاسی حس میکنم ؟!
شنیدم آدم های باحال حساب ثانیه ها رو دارن. یعنی مقیاس برنامه ریزیشون به ثانیه است. اگه اینجوری باشه که خیلی خوش به حالشونه.
آدمها با هم توی این مورد فرق دارن، واحد لمس کردن بعضی ها دقیقست، ساعته، روزه، هفتست و ... .
من، تونستم تا دقیقه ریز بشم و حس کنم ودیدم که واقعا میشه مغز رو جوری تربیت کرد که دقتشو تا دقیقه بیاره پایین. اما گذر از دقیقه به ثانیه رو هنوز نتونستم درک کنم. به نظر میرسه خیلی کار میبره!

راستی به رده های زیر ثانیه هم میشه رسید ؟!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط habd  | 

یک اصل مهم

رعایت حدود مابین همدیگه در هر رابطه ای از عوامل مهم و اساسیِ بقا اون رابطست. به خصوص وقتی با کسی شراکت میکنی مهمه که اون شخص بدونه که از حدود بینمون پامونو فراتر نمی ذاریم. این به طرف یه آرامش خاطر میده که تضمین میکنه در حوزه مورد نظر حرفه ای کار کنیم.
برای روابط دوستی هم همینه، باید همیشه یک حریم خصوصی برای دوستامون قائل بشیم. توی نظریه الکترومغناطیس هر سیستم تشعشعی یه ناحیه تشعشعی نزدیک داره (Fresnel zone) که در اون ناحیه رفتار سیستم و تشخیص اون دشواره یعنی یه جورایی پا رو دُم سیستم اونجاها نذاریم بهتره !


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:55  توسط habd  | 

علت به ذهن رسیدن ایده

دلیل خیلی از ایده ها احساس کمبود چیزی و تلفیق اون با یه ایده دیگست !
مثلا چی میشد لوازم خونه هم index میشد که وقتی اونا رو search میکنی به راحتی پیداشون کنی !
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 9:16  توسط habd  | 

شراکت با یک ایرانی

چرا شراکت ها در ایران معمولا با شکست روبرو میشه؟! چرا ایرانی مفهوم شراکت رو بلد نیست ؟! چرا هنوز چوب لای چرخ میذاره ؟! چرا تا نوک بینی شو بیشتر نمیتونه ببینه ؟!

جالبه چون ایرانی ها طمع دارن، به قول یکی از دوستای قدیمی طمع 3 تا سوراخ داره حواست باشه !
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:1  توسط habd  | 

ارتباط آدم ها

دیدگاه کلی نسبت به اینکه آدم ها میزان رابطه شون با هم دیگه بر اساس نیاز و تواناییهای همدیگست منفیه. اما چه ایرادی داره، کافیه یه نگاه اجمالی به دوستها و آشنا های دوروبرمون بندازیم، میبینیم که اونها رو بر اساس قابلیت ها و میزان فایده ای که به ما میرسونن ناخودآگاه دسته بندی کردیم. این مساله هیچ ایرادی نداره حتی به نظر من باعث نوعی حس رقابت و چرخش اطلاعات بین همدیگه میشه.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:14  توسط habd  | 

وب معناگرا

اینترنت داره پوسته میندازه. آینده وب داره به سمت هوشمند شدن میره. بهش میگن وب معناگرا (semantic web). در اون حالت خیلی دنبال اینن که وب دیتای موجود اعم از ویدئو، صوتی رو هر چه بیشتر مثل انسان بفهمه. مثل این داستان توی جستجو کردن هم هست. وقتی مثلا ویدئو قابل فهم بشه دیگه پیدا کردن فلان تصویر در شرایط مد نظر کاربر کاری نداره.

راجع به وب معنا گرا اینجا مقدمه خوبی نوشته.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 22:28  توسط habd  | 

عبرت

اينهمه غرور كردي عزيزترين كَسِت يه مريضي گرفت كه حتي اسمشو دكترا نمي دونستن، 8 سال با اون دست و پنجه نرم كرد تا اينكه بلاخره چند صباحيه كه مرده. پول مردمو جابه جا كردي و برج ساختي تا اينكه توي اوتوبان چپ كرديو مُردي...
قمپوز در كردي كه من آمريكا كار مي كنم و اونجا همه چي براي من خوبه كه هنوز به 2 ماه نرسيده بود برگشتي. شماره موبايلتو به كسي نميدي كه بقيه لياقت ندارن توي cantact list ِشون شماره تورو داشته باشن، سر عروسي دخترت از سر تا پا ضايع ميشي.
از بچگي پسرتو ببر تو مهمونياي آنچناني، ببين الان پسرت چي شده. اونقد توي كلاس گذاشتن خودتو گم كن كه دخترت از هول حليم بيقته تو ديگ و معتاد شه.
از دماغ فيل افتادي ؟! ببين الان چطوري براي 100 تومن اينپا و اون پا ميزني ؟! زنتو 20 سال اذيت كن ببين چطوري بين آهش داري ميسوزي ؟!

اينا دوروبر من داره اتفاق ميفته يا افتاده، اما كي ميخوام دقت كنم ؟! مگه چندبار من زنده ام ؟...
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:49  توسط habd  | 

1/1

راستش حيفم اومد در تاريخ زيباي 1387/1/1 پستي نداشته باشم :D


عيد همه ايراني ها در سراسر دنيا مبارك باشه
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 10:45  توسط habd  | 

جمع بندي دوم

ميگن اگه ديدي دستت به كاري نمي ره شروع كن به صورت demo اون كارو انجام بده تا جرات اون رو پيدا كني كه در حالت معمول اونو بتوني انجام بدي.
براي update كردن وبلاگ هم اگه ميبيني (بخونيد: ميبينم) كه دستت به update نميره كافيه يه draft الكي بزني كه هر وقت اونو ديدي به فكر update باشي.

اما جمع يندي دومم رو راجع به وبلاگ: چيزي كه مسلمه ديد من نسبت به اين مساله داره رفته رفته پخته تر ميشه كه از همين جا از كمك شما در جهت بهبود اين قضيه استقبال ميكنم.

1- به نظر من داشتن يه وبلاگ مثل داشتن يه خط موبايل لازمه !
2- وبلاگ يه time line ايجاد ميكنه كه به نوعي ثبت خاطراته.
3- به نظرم هر چقدر با وبلاگت راحتتر باشي همون قدر احساس خوشايندتري از ارتباطت با اون خواهي داشت.
4- توي نظرات بينندگان محترم كه از همين جا بسيار تشكر ميكنم از وقتي كه براي خوندن اين بلاگ ميذارن، اون پست از ديدگاه هاي مختلفي بررسي ميشه كه همين مساله بسيار ارزشمنده.
5- update كردن به موقع بلاگ فكر كنم خيلي مهم باشه البته در كنار محتواي بلاگ.
6- عيد همگي شما مبارك باشه كه اميدوارم سال پر از سرفرازي داشته باشين.

مطالب بالا 6 تا شد ، به تازگي در مورد عدد 6 يه مقاله و چند تا مطلب بسيار جالب خوندم و جالبه كه قبلا هم خودم يه موردش رو ديده بودم و برام جاي سوال بود كه چرا 6 تا ؟ چرا 7 تا نه ؟ كه حتما پست ميذارم در موردش.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:57  توسط habd  | 

يك انگيزه

اگه نمي تونم يا نمي رسم توي يه زمينه مهارت كسب كنم حداقل ميتونم كه از شاهكار كله گنده هاي اون زمينه لذت ببرم ، مگه نه ؟! 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 14:20  توسط habd  |